X
تبلیغات
مشاوره وراهنمایی - سازگاری وبهداشت روان

مشاوره وراهنمایی

مطالعات،مقالات ودست نوشته های فردی

سازگاری وبهداشت روان

سازگاری وبهداشت روان

تلاش برای داشتن یک زندگی دور از تنش و پرخاش و مشکلات رفتاری، موجب

آسایش روح و سلامت خانواده است.

همه افراد، در خصلتهای اخلاقی و شیوه رفتار، یکسان نیستند. این تفاوت در برخی موارد بروز می کند و مایه اختلاف می شود، اختلافی که البته قابل اجتناب است، آن هم با شیوه «مدارا و سازگاری» در اخلاق و برخورد.

بعضیها با دیگران، چه در محیط خانه و محل کار، یا در محله و منطقه سکونت، با دیگران «ناسازگارند». نا سازگاری با دیگران، نشانه نوعی غرور و خودخواهی و خودبرتری بینی نسبت به مردم است و نتیجه آن هم تنها ماندن و انزواست.

از سوی دیگر، بی طاقتی در مقابل حالات و رفتار دشوار و ناهنجار دیگران نیز، ریشه در کم ظرفیتی دارد و به تشدید این تعارض و نا سازگاری می انجامد.

اگر در دستورهای دینی ما به «حسن خلق»، تأکید شده است، یکی از مصداقهای بارز آن «مدارا» است.

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است:

با دوستان مروّت، با دشمنان مدارا

«مدارا» یک تکلیف اخلاقی در اسلام است. از رسول خدا(ص) روایت است:

«اَمَرنی ربّی بِمداراة النّاسِ کما اَمَرنی باداءِ الفرائض»؛(1)

همان گونه که پروردگارم مرا به انجام واجبات فرمان داده است، به مدارا با مردم دستور داده است.

در حدیث دیگری چنین آمده است که جبرئیل، به محضر رسول خدا(ص) آمد و از سوی خدا چنین پیام آورد که: «ای محمد! پروردگارت سلام می رساند و به تو می گوید: با بندگان من مدارا کن».(2)

نیز در حدیث است از پیامبر اکرم(ص) که فرمود:

«مُداراة الناسِ نصفُ الایمان و الرِفقُ بِهِم نصف العیش»؛(3)

نیمی از ایمان، مدارای با مردم است و نیمی از زندگی، رفق و ملاطفت با آنان است.

حتی خارج از قلمرو دین و آیین هم، آنان که خواستار یک زندگی دلنشین و پسندیده باشند، در سایه همزیستی مسالمت آمیز و رفق و نرمش با دیگران و رفتار شایسته، بهتر به این خواسته می رسند، تا در سایه خشونت و برخورد ناسازگارانه و بهانه جویانه و عیب گیرانه و خودپسندانه!

سعه صدر و ظرفیت برای تحمل دیگران، لازمه دست یافتن به یک زندگی خوب است. در مواردی که اختلاف سلیقه و دیدگاه، یا تفاوت در مشی و رفتار و روش وجود دارد، باز هم با وسعت نظر و «مدارا» می توان مانع بروز مشکلات شد.

 

مدارا، یا تولّی و تبرّی

تعیین مرزهای دقیق در مباحث اخلاقی و مسایل فرهنگی، مهم است. ما به همان اندازه که به مدارا و حسن خلق و حلم و معاشرت شایسته مأموریم، به تولیّ و تبریّ و مرزبندی مکتبی در دوستیها و دشمنیها و صف آرایی در برابر دشمن و مقاومت بر سر «مواضع» و بی تفاوت نبودن در مقابل بدیها و بَدان موظف هستیم. و این دو مسأله از هم جداست و هر کدام جای خاص خود را دارد.

درست است که در مسایل اعتقادی نباید کوتاه آمد و ارزشها را نباید فروخت و با دشمنان فکری و مرامی و سیاسی نباید کنار آمد، اما معاشرت با مردم موضوع دیگری است. حتی در ارتباط با دشمن هم بحث «مدارا» تأکید شده است، چرا که گاهی سبب جذب آنان می شود، بی آنکه از مبانی و اصول خویش، دست برداریم.

حضرت امیر(ع) می فرماید: «خالِطُوا الناسَ مُخالَطَةً اِنْ مِتُّم مَعَها بَکَوْا علیکم وَ اِنْ عِشْتُم حَنّوا اِلیکم»؛(4)

با مردم آن گونه مخالطت و معاشرت داشته باشید که اگر مردید، با رفتاری که داشته اید، بر شما گریه کنند و اگر زیستید، بر شما دلسوزی و شفقت کنند.

این همان مفهومی است که در شعر «عرفی» آمده است:

چنان با نیک و بد خو کن، که بعد از مردنت «عرفی»

مسلمانت به زمزم شوید و هندو بسوزاند

و این، نه به معنای بی تفاوتی در مقابل حق و باطل و صلاح و فساد، یا زیر پا نهادن ارزشهای مکتبی و نادیده گرفتن اصول و مبانی است، بلکه «سلوک شایسته» و «حسن خلق» و اخلاق نیک و جاذبه رفتاری است، که حتی بیگانه را هم جذب می کند.

از امام صادق(ع) در تفسیر آیه «و قولوا للناس حُسنا» (با مردم نیکو سخن بگویید) نقل شده که فرمود: «یعنی با همه مردم، چه مؤمن چه مخالف (خودی و بیگانه). اما رفتار با مؤمنان، همراه با چهره گشاده باشد و اما با مخالفان، گفتاری مداراتی باشد، تا آنان را هم به ایمان (و خط فکری) خویش جذب کنید، چرا که خیلی با کمترین از اینها می توان شر آنان را از خود و از برادران ایمانی باز داشت.»(5)

مدارا با دشمن

مدارا، سلاح پیامبران در جامعه پر از دشمن و مخالف بود و بدین وسیله، هم مخالفان را جذب می کردند، هم با این شیوه، به پیروان باایمان، در مقابل دشمنیها و کینه توزیهای عنودان و دشمنان سرسخت، مصونیت می بخشیدند.

امام سجاد از حضرت رسول(ص) روایت کرده که فرمود: خدای متعال، از این رو پیامبران را بر مردم دیگر برتری و فضیلت بخشید، که با دشمنان دین خدا بیشترین مدارا را می کردند و به خاطر خدا و حفظ جان پیروان خویش، بهترین «تقیه» را به کار می بستند.(6)

روشن است که این در دوران خاصی بوده که پیامبران (و حتی رسول اکرم) از نظر نیرو و نفرات و شرایط، دوران سخت و عسرت و کمی یاران را می گذراندند. آنگاه که فداکاران راه خدا افزون شدند، دشمنیهای کفار و منافقان را با شدت عمل جواب دادند و به فرمان «جهاد» و «برخورد قاطع» عمل کردند، نه سازشکارانه و مداهنه جویانه، که البته آن هم به اقتضای شرایط و موقعیت بود.

در برخوردهای اجتماعی با مردم که قلمروی جدا از برخورد با دشمنان داخلی و خارجی دارد مدارا و نشان دادن ملاطفت و روحیه سازگاری ، کار انسان را هم بیشتر پیش می برد و دلها را هم بیشتر جلب و جذب می کند. بویژه در مواجهه با کسانی که به هر حال، مثل استخوان لای زخم و مانند یک جراحت اند که ناچار باید به نحوی آنان را تحمل کرد. به این تحمل از روی ناچاری امام علی(ع) اشاره فرموده و آن را نوعی حکمت به شمار آورده است. می فرماید:

«لیس الحکیم من لم یدار من لا یجد بدّا من مداراته»؛(7)

کسی که مدارا نکند، با شخصی که چاره و گریزی از مدارا کردن با او ندارد، حکیم و فرزانه نیست.

راستی!... با یک جراحت و زخم، چه می توان کرد، جز ساختن و مدارا و تحمل، تا خوب شود؟ گاهی بعضیها مثل همان زخمند باید با آنان ساخت و جز نشان دادن صبوری و سازگاری هیچ راهی نیست.

حکمت بودن «مدارا با مردم» را در سخن دیگری، حضرت علی(ع) چنین بیان فرموده است:

«رأس الحکمة مداراة الناس».(8)

نشان دادن سازگاری و خوشرفتاری، حتی کینه ها را هم میزداید و به جای آن دوستی و علاقه می آورد. باز هم از حضرت امیر(ع) بشنویم که می فرماید:

«دارِ النّاسَ تَسْتمتِعْ بِاخِائهِمْ وَ اَلْقَهُم بِالبِشْرِ تَمُتْ اَضْغانُهُم.»(9)

با مردم مدار کن، تا از برادری آنان بهره مند شوی و با آنان با روی گشاده ملاقات کن، تا کینه هایشان را بیمرانی.

تحمّلِ نا سازگاری

در یک زندگی جمعی، آیا چاره ای جز حسن سلوک و مدارا وجود دارد؟

«گذشت»، یکی دیگر از جلوه های «مدارا» است. اگر بنا باشد در مقابل هر مسأله انسان حساسیت و سرسختی نشان دهد و هر حرف را به دل بگیرد و از هیچ چیز نگذرد، پدید آمدن ناهنجاری در زندگی جمعی، حتمی است.

تحمل کردن نا سازگاری دیگران، پدید آورنده سازگاری است. اگر بدی را با بدی و تندی را با تندی جواب دهیم، مشکلات بالا می گیرد. گاهی باید چشم را بست و بعضی رفتارهای آزاردهنده و ناراحت کننده دیگران را نادیده گرفت، یا درگذشت و بخشود، تا ریشه بحران در روابط بخشکد.

در تفسیر آیه «یَدرؤنَ بالحَسَنةِ السیّئةَ» (بدی را با نیکی رفع می کنند) آمده است که به وسیله حلم، جهل و نابخردی جاهل را دفع می کنند و به وسیله مدارا با مردم، اذیت و آزار آنان را از خودشان دور می سازند.(10)

بالاتر از این چشم پوشی، آن است که بدرفتاریهای دیگران را با خوشرفتاری مقابله کنیم، نه مقابله به مثل، بلکه مقابله به بهتر و برتر. این اوج کرامت نفس و اخلاق والا و پیامبرانه است که می سزد در امت پیامبر(ص) تجّلی یابد.

در اخلاق خانواده، بروز این نمونه مکارم اخلاقی به آن است که هر یک از زن یا شوهر، ضعفها و بداخلاقیهایی در طرف مقابل دید، تصمیم بر مقابله به مثل و شاخ به شاخ شدن نگیرد، بلکه بنا را بر سازگاری و تحمل بگذارد، آن هم به حساب خدا و برای رضای او تحمل کند، تا به دو نتیجه خوب برسد: یکی بهبود وضعیت داخلی خانه، دیگری رسیدن به اجر و پاداش الهی.

امام صادق(ع) فرمود:

«ثلاثٌ مِن مکارم الدنیا والاخرةِ: تَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمک و تَصِلُ مَنْ قَطَعَک وَ تَحْلُمْ اَذا جُهِلَ علیک»؛(11)

سه خصلت، از بزرگواریهای دنیا و آخرت است: یکی آنکه از کسی که بر تو ستم کرده، درگذری، دیگر: با کسی که از تو بریده است، پیوند برقرار کن. سوم: اگر با تو به جهالت رفتار شد، حلم و خویشتن داری نشان دهی.

حلم و بردباری در برابر جهالت، عفو و گذشت در مقابل ستم و جفا، صله رحم با خویشاوندانی که قطع رابطه کرده اند، ادب و متانت و احترام در مقابل آنکه بی ادبی کرده است، خوبی و احسان در برابر بدیها و بدرفتاریهای دیگران، همه و همه از نشانه های « سازگاری » و کرامت نفس و روح بلند است.

در مسایل تربیتی نیز، تحمل فرزندانِ «دشوار» و ساختن با ناهنجاریهای رفتاری آنان و به هنجار آوردن آن، هم دشوار است، هم گامی مهم در ساختن انسانهای بالنده و مستعد. از این رو، معلم و مربی، همچنین پدر و مادر برای تربیت شایسته فرزندان، نیازمندِ « سازگاری »اند، نیز تحمل در برابر نا سازگاری های شاگردان و فرزندان.

بهداشت روانی (Mental Health)

 

نگاه کلی

  • کلمه بهداشت روانی چقدر برای شما آشناست؟
  • چه ارتباطی بین بهداشت روانی و اختلالات روانی وجود دارد؟
  • چگونه می‌توانیم بهداشت روانی خود را حفظ کرده یا بهبود ببخشیم؟

واژه بهداشت (Health) و سلامتی همیشه انسان را در طول تاریخ به خود مشغول کرده است. تدوین برنامه‌های تربیتی – بهداشتی برای حفظ سلامتی و مطالعه ، جلوگیری و درمان بیماریها نمونه‌ای از این اقدامات بشری است. بهداشت در یک تقسیم کلی به دو نوع "بهداشت جسمی" و "بهداشت روانی" تقسیم می‌شود. ولی آنها همپوشی‌های زیادی را با هم دارند (بر یکدیگر تاثیر می‌گذارند).

بهداشت روانی از آن جهت که رابطه مستقیمی با "عملکرد فردی – اجتماعی" و آسیب‌های روانی – اجتماعی" دارد، از اهمیت زیادی برخوردار است و این اهمیت باعث تدوین و اجرای برنامه‌های متعدد بهداشت روانی در سه بعد " پیشگیری ، درمان و توانبخشی" می‌شود این سه بعد در برگیرنده تمام اهداف و فعالیت‌های بهداشت روانی است.

تعاریف بهداشت روانی

تعریف سازمان بهداشت جهانی

سازمان بهداشت جهانی ، بهداشت روانی را اینگونه تعریف می‌کند: "بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش‌های روانی و جسمی ، بهداشت به معنای نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست."

تعریف انجمن بهداشت روانی کانادا

انجمن بهداشت روانی کانادا در یک دید جامع بهداشت روانی را در سه قسمت "نگرش‌های مربوط به خود ، نگرش‌های مربوط به دیگران و نگرش‌های مربو به زندگی" تعریف می‌کند. از نظر این انجمن بهداشت روانی یعنی : "توانایی سازگاری با دیدگاههای خود ، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی."

عوامل موثر بربهداشت روانی

بهداشت روانی افراد متاثر از عوامل متعددی است، اگر چه این عوامل به صورت جداگانه مورد مطالعه قرار می‌گیرند ولی در واقع این موضو ع چند وجهی متاثر از یکدیگر است. بدین معنی که افراد به علت شرایط محیطی یا عوامل فردی تعادل و آرامش روحی شان دچار تغییراتی می‌شود و هر چه شدت این عوامل زیادتر باشد، تاثیر و تهدیدش بیشتر خواهد بود. عواملی همچون : "عدم برآورده شدن نیازهای اولیه، ناکامی، استرس، یادگیری، مسائل اجتماعی و رسانه های جمعی و... از عمده ترین تاثیرگذاران بر بهداشت روانی هستند.

ابعاد بهداشت روانی

پیشگیری نوع اول (Primary Prevention)

هدف این نوع از بهداشت روانی ممانعت از شروع یک بیماری یا اختلال است، "با حذف عوامل کلی کاهش عوامل خطرساز ، تقویت مقاومت افراد ، دخالت در فرایند اختلال" بدست می‌آید." برنامه‌های آموزش بهداشت روانی (نظیر آموزش والدین برای تربیت کودکان ، آموزش تاثیرات مصرف الکل و مواد و...)، برنامه‌های بالا بردن کارایی و توان افراد (نظیر برنامه‌های تقویتی برای کودکان محروم) ، ایجاد سیستم‌های حمایت اجتماعی (نظیر بیمه‌های درمانی ، ایجاد و حمایت از گروه‌های محلی و اجتماعی حمایت کننده از افراد مبتلا)" نمونه‌های پیشگیری نوع اول می‌باشد.

پیشگیری نوع دوم (Secondary Prevention)

هدف اقدامات این بعد از برنامه بهداشت روانی ، شناخت به موقع و درمان فوری و مناسب اختلال (یا بیماری) است. تمام نظریه‌ها و اقدامات درمانی نظیر "دارو درمانی ، رفتار درمانی ، شناخت درمانی ، گروه درمانی ، روانکاوی و ..." در غالب این بعد از بهداشت روانی قرار می‌گیرد.

پیشگیری نوع سوم

هدف این بعد از بهداشت روانی ، بازگرداندن و حفظ تمام یا قسمتی از توانایی‌های از دست رفته فرد به علت اختلال (یا بیماری) است، تا فرد بتواند به گونه‌ای مفید و سازنده به زندگی "خانوادگی ، اجتماعی و شغلی" خود باز گردد. در واقع برنامه‌های این بعد با "توانبخشی" (Rehabilitation) افراد و جلوگیری از بازگشت مجدد اختلال (یا بیماری) در فرد و حفظ و پیشبرد سلامت ایجاد شده توسط درمان ، سروکار داشته ، اقدامات قبلی را تکمیل می‌کند.

چشم انداز بحث

موضوع بهداشت روانی و تامین آن برای "مردم ، سازمانها و دولتها" بسیار مهم است، چرا که با کارایی فردی و اجتماعی افراد و در کنار آن با پیشرفت‌های "علمی ، صنعتی و..." جامعه گره خورده است. امروزه اکثر کشورها منابع زیادی را برای بهبود بهداشت روانی جامعه صرف می‌کنند و در کنار آن با تدوین برنامه‌های جامع از "سازمان‌ها و منابع محلی – اجتماعی" نیز استفاده می‌کنند.
بطوری که افراد و بیماران دچار مشکلات روحی از ابتدایی‌ترین حق خود یعنی بیمه خدمات درمانی بهداشتی محروم هستند و تاکنون هیچگونه نشانه و حرکت موثری که نشان دهنده اهمیت بهداشت و سلامتی این افراد باشد در دولت دیده نشده است. در واقع افراد و بیماران دچار "مشکلات روحی – روانی" افراد "فراموش شده" در ایران هستند.
!مباحث مرتبط با عنوان

 اصول بهداشت روانی:
- احترام به شخصیت خود و دیگران
- شناختن محدودیت‌ها در خود و دیگران
- اعتقاد به اینکه هر رفتاری معلول علتی است
- رفتار تابع تمامیت وجودی هر فرد است
- توجه به احتیاجات و نیازها که خود عامل محرک برای رفتارهای خاصی هستند.
- انسان تحت تاثیر و توجه محیط است.
بهداشت روانی و سازگاری
هدف اساسی بهداشت روانی پیشگیری از ابتلا به بیماری‌های روانی است و به سخن دیگر سیستم بهداست روانی درصدد سلامت جامعه  می‌باشد، همچنین حفظ و ارتقای سطح سلامت از آرزوهای دیرینه بشری است و سازمان بهداشت جهانی (WHO) نیز بدین منظور تاسیس شده تا دیدگاه جهانی بهداشت را گسترش دهد.شاید بتوان گفت که یکی از بهترین موقعیت‌هایی که می‌توان از سازگاری سخن گفت زمانی است که از سلامت روانی و بهداشت روانی گفت‌وگو می‌شود. سلامت روانی رابطه بسیار نزدیکی با سازگاری دارد و اساساً هر جا که بتوان از سازگاری مطلوب و آرمانی سخن گفت، باید سراغ سلامت روان را هم گرفت.
تعاریف سازگاری
در لغتنامه دهخدا، سازگاری ؛ موافقت در کار، حسن سلوک و در مقابل ناسازگاری؛‌بدسلوکی، بدرفتاری و سازگاری نکردن معنی شده است.مک دونالدمی‌گوید: وقتی می‌گوییم فردی سازگار است که پاسخ‌هایی که او را به تعامل با محیطش قادر می‌کند آموخته باشد و به طریقی قابل قبول اعضای جامعه خود رفتار کند تا نیازهایی در او ارضا شود.یک فرد در یک موقعیت اجتماعی خاص می‌تواند خود را به طریق زیادی با آن موقعیت تطبیق و سازگاری دهد.
روان‌شناسان همچنین سازگاری فرد را در برابر محیط مورد توجه قرار داده‌اند و خصوصیاتی از شخصیت را بهنجار می‌دانند که موجب سازگاری فرد با محیط خود می‌گردد، یعنی با دیگران در صلح و صفا زندگی کند و جایگاهی در جامعه برای خود به دست آورد، ولی بسیاری از روان‌شناسان دیگر معتقدند که اگر اصلاح‌سازگاری در معنای همنوایی با اعمال و اندیشه‌های دیگران اعمال شود، دیگر نمی‌توان توصیفی از شخصیت سالم به عمل آورد، آنها بیشتر بر ویژگی‌های مثبتی مانند فردیت، آفرینندگی و شکوفایی استعدادهای بالقوه تاکید دارند.همچنین از سازگاری تعریفی دیگر ارائه شده که سازگاری عبارت است از ثبات عاطفی و جسارت در روابط اجتماعی و نیز علاقه به تحصیل که در فرد می‌باشد و به صورت عاطفی، اجتماعی و آموزشی دیده می‌شود.در هر حال سازگاری یعنی تطبیق یا وفق دادن شخص نسبت به محیط، مثلاً وقتی می‌گوییم یک فرد نسبت به محیط سازگار است، یعنی در گروهی که به آن متعلق است سازگار می‌باشد.راجرز در تعریف سازگاری می‌گوید: منظور از سازگاری انطباق متوالی با تغییرات و ایجاد ارتباط میان خود و محیط است به نحوی که حداکثر خویشتن‌سازی را همراه با رفاه اجتماعی ضمن رعایت حقایق خارجی امکان‌پذیر می‌سازد. به این ترتیب سازگاری یعنی شناخت این حقیقت که فرد باید هدف‌های خود را با توجه به چارچوب‌های اجتماعی- فرهنگی تعقیب کند.
نظریات سازگاری
به نظر کارن هورنای، رفتار بهنجار یا ناسازگار ریشه در مناسبات والدین و فرزندان دارد. اگر فرد،‌ گرمی و عشق را تجربه کند، احساس امنیت می‌کند و به شیوه‌ای بهنجار رشد می‌کند. در واقع اگر فردی واقعاً مورد عشق واقع شود می‌تواند مشکلات گوناگونی  را در آینده تحمل کند.همچنین احساس ناامنی باعث می‌شود تا فرد متوسل به شیوه‌هایی شود که ناآرامی درونی خود را تضعیف و به حداقل کاهش دهد. وی سه جهت متفاوت که افراد می‌توانند در سازش با محیط اتخاذ کنند را مشخص کرد:
الف) رفتن به طرف مردم: قبول درمانده بودن خویش و سعی در جلب محبت دیگران.
ب) حرکت بر ضد مردم: جنگ با محیط خود که مورد تنفر اوست.
ج) دور شدن از مردم: منزوی ماندن (نه تعلق، نه جنگیدن)
این سه تیپ از اشخاص ممکن است نمونه این سه گرایش اساسی باشند: مراعات‌کننده دیگران،  پرخاشگر، جدا مانده
راجرز معتقداست که اشخاص سازگار می‌توانند خودشان راهنمای دگرگونی و کمال خویش باشند و زندگی‌شان را بدون تاثیر رویدادهای گذشته هدایت کنند. دراین نظریه خصیصه چشم‌پوشی و آسان‌نگری بر خود نمایان است و همچنین در فراخواندن راجرز به خود بودن و در اکنون بودن، گیرایی خاصی نهفته است. نظر دیگری که راجرز ابراز داشته است، وجود گرایش فطری به سوی رشد و کمال و سلامت روان فرد است، یعنی انگیزش ذاتی در افراد برای سلامت روان وجود دارد که ما را به بینش می‌راند.
خصوصیات انسان سازگار
سازگاری امری نسبی است و انسان‌ها به درجات مختلف به سازگاری دست می‌یابند، اگر می‌توانستیم بر پایه ضوابط معتبر علمی درجات سازگاری افراد جامعه را اندا‌زه‌گیری و سپس در یک منحنی توزیع پیاده کنیم، به احتمال قوی منحنی نرمال به دست می‌آوریم، به این ترتیب که در یک طرف منحنی اقلیت کوچکی بسیار ناسازگار و در طرف دیگر منحنی اقلیتی بسیار سازگار وجود خواهد داشت و در میان این دو گروه اکثریت کم و بیش سازگار قرار می‌گیرند، بنابراین می‌توان گفت که حد و مرز مشخص به طور مطلق ناسازگاری را از سازگاری جدا نمی‌کند.اکنون بسیاری از روان‌شناسان گمان می‌کنند که اگر اصطلاح سازگاری در معنای همنوایی با اعمال و اندیشه‌های دیگران تلقی شود، در این صورت چنان باری از تلویحات منفی دربرخواهد داشت که دیگران نمی‌توانند توصیفی از شخصیت سالم به دست بیاورند.روان‌شناسانی چون راجرز و مازلو بیشتر بر ویژگی‌های مثبت نظیر آفرینندگی و شکوفایی استعدادهای بالقوه تاکید دارند.هر یک از این نظریه‌پردازان نگرش منحصر به فرد خود را برای سازگاری و رشد روانی عرضه می‌کنند و استعداهای بالقوه آدمی را برای بهتر شدن یا بیشتر شدن از آنچه هست از نظری متفاوت می‌بینند.شاید کلی‌ترین ویژگی فرد سازگار آن است که نسبت به خود واقع‌بین است، به این معنا که درباره انگیزه‌هایش خود را فریب نمی‌دهد و هدف‌های قابل دسترسی برای خود طرح می‌کند، لذا از تعارضات غیرلازم پرهیز می‌کند و با مشکلات شخصی خود به طور عینی برخورد می‌کند. شخص سازگار کسی است که می‌تواند انگیزه‌ها و هدف‌هایش را تغییر دهد بدون آنکه آنها را با مکانیزم‌های دفاعی تغییر شکل دهد. فرد خوب سازگار یافته کسی است که صفات و ویژگی‌های گوناگون او با هم در ارتباطند. در عین حال که سازگاری کامل وجود ندارد، ولی سازگاری مطلوب احتمالاً هنگامی رخ می‌دهد که بین آنچه فرد راجع به خود می‌اندیشد با آنچه دیگران درباره او می‌اندیشند توافق منطقی وجود داشته باشد.
مک دونالد در مورد سازگاری و همچنین ناسازگاری معتقد است: فردی سازگار است که پاسخ‌هایی که او را به تعامل با محیطش قادر می‌کنند آموخته‌ باشد تا در نتیجه در حالی که به طرق قابل قبول اعضای جامعه خود رفتار می‌کند، احتیاجاتی که در او هست نیز ارضا شوند. از طرفی لااقل دو معنی را می‌توان با ناسازگاری مرتبط ساخت؛ یک معنا اساساً مفهومی اجتماعی است، فردی سازگار نیست که نتواند به طور مناسبی در محیط معلومی تعامل کند. معنای دیگر زمانی است که او نتواند ارضای احتیاج کند، حتی اگر رفتارش برای جامعه مناسب باشد. اشکال دائم در ارضای احتیاج یا عدم توانایی در یادگیری طرق مورد قبول اجتماعی برای ارضای آنها غالباً منجر به ایجاد الگوهای رفتاری ناسازگاری می‌شوند به طوری که فرد نمی‌تواند به طریق مناسبی در هر موقعیتی خود را سازگار کند.
خصوصیات افراد سازگار
- به میزان کافی می‌تواند فعالیت کند و برای کاری که به عهده گرفته است شایستگی لازم را دارد و لزومی نمی‌بیند که شغل خود را مرتب تغییر دهد.
- از اضطراب و تعارضی که او را از فعالیت سودبخشی باز دارد، دوری می‌جوید.
- بتواند با مشکلات مواجه شود، درباره آنها بیندیشد و تصمیم بگیرد و عمل کند
- از زندگی خانوادگی لذت ببرد و به بچه‌دار شدن و تربیت فرزندان علاقه‌مند باشد
- بتواند نیازها و افکار و عواطف دیگران را بشناسد و پاسخ‌ها یا واکنش‌های متناسب از خود نشان بدهد
- بیماری‌های جسمی نتواند شایستگی و فعالیت‌های او را کاهش دهد
- بتواند با استفاده از امکانات وجودی خود و امکانات محیطش تا حد ممکن با مردم همکاری اقتصادی و اجتماعی داشته باشد.
- دانستن این نکته که عوامل خارجی را نمی‌توان متناسب با احتیاجات خود تغییر داد و پذیرفت و از آنهایی که نمی‌توان تغییرشان داد، بدون رنجش عبور کرد.
- گسترش دادن صلاحیت و شایستگی خود برای تغییر اوضاع و کسب مهارت‌های لازم در روابط اجتماعی
- تصدیق و قبول کردن عواطف خود
- مشغول‌شدن شخص به کار سازنده‌ای که شخصاً آن را ارزشمند می‌داند.
- پرورش شوخ‌طبعی به خصوص درباره خود
- شرکت کردن در فعالیت‌ها و مسئولیت‌های اجتماعی
- انسان سازگار خود واقعی را منشأ اعمال، افکار و رفتار می‌داند.
- انسان سازگار یا سالم مسئولیت همه اعمال، افکار و رفتار خود را می‌پذیرد و عاقلانه به آن نتایج می‌اندیشد.
- خودداری از به کارگیری دائم و طولانی‌مدت مکانیزم‌های دفاعی: استفاده همیشگی از مکانیزم‌های دفاعی شخص را به تدریج از واقعیت دور می‌کند، در حالی که شخص سازگار مقدار معینی از اضطراب را می‌پذیرد و طبعاً وقتی وجود اضطراب را بپذیریم بسیار کم احتیاج به استفاده از روش‌های دفاعی خواهیم داشت.
- برای شناخت انگیزه‌های خود تلاش می‌کند.
- روش‌های کاهش تعارض و ناکامی را می‌داند و به کار می‌گیرد.
- شخص سازگار باید بپذیرد بعضی از ناکامی‌ها را تحمل کند، زیرا در حقیقت تحمل ناکامی مانند پذیرش اضطراب نشانه سازگاری مطلوب در شخص است و شخص سالم یاد می‌گیرد که ناکامی را به عنوان یک واقعیت عادی زندگی بپذیرد.
- سرگرم شدن به کارهای مفید یکی دیگر از نشانه‌های فرد سازگار و سالم است.

بهداشت روانی

تعریف بهداشت روانی

«بهداشت روانی؛ یعنی داشتن احساس آرامش و امنیت درون و به دور بودن از اضطراب، افسردگی و تعارض های مزمن روانی. از منظر دیگر، بهداشت روانی؛ یعنی بهره مندی از سلامت ذهن و اندیشه و تفکر. درصد قابل توجهی از بیماری های جسمانی، ریشه روان شناختی دارند و بهره مندی از بهداشت روان می تواند بر سلامت جسم اثر مثبتی داشته باشد. از آن سو، سلامت جسم نیز بستر مناسبی برای رسیدن به احساس امنیت درون و سلامت ذهن و روان است».

نوع نگرش و باورهای آدمی درباره زندگی و محیط پیرامون خود و نیز تعهدات ارزشی و ویژگی های زندگی فردی و اجتماعی انسان، در بهره مندی از بهداشت روانی مطلوب بسیار اثر گذارند.

بهداشت روانی، قوانین مربوط به سلامت عاطفی را در برمی گیرد، به گونه ای که فرد بتواند مشکلات را به آرامی پشت سرگذارد؛ به شرط آنکه بداند چگونه از فشارهای روانی و نگرانی پیش گیری کند. کارشناسان سازمان بهداشت جهانی از «بهداشت روانی» به «سلامت روان و فکر» تعبیر کرده اند و می گویند: «سلامت فکر، عبارت است از قابلیت ارتباط موزون و هماهنگ با دیگران، تغییر و اصلاح محیط فردی و اجتماعی و حل تضادها و تمایلات شخصی به طور منطقی، عادلانه و مناسب».

پیام متن:

1. بهداشت روان، برابر با سلامت روان و امنیت درون است که بر اثر آن، آدمی از نگرانی و افسردگی نجات می یابد.

2. میان بهداشت روانی و ارتباط موزون با جامعه و اصلاح محیط، ارتباط تنگاتنگ وجود دارد.

سلامت روان در پرتو پای بندی به آموزه های دینی

یکی از مهم ترین مسائل دین اسلام، توجه به بهداشت و سلامت جسم و روان است. واژه «دین» در لغت؛ یعنی کیش، آیین، طریقت و شریعت و در اصطلاح «به مجموعه ای از بایدها و نبایدها و باورهای منطقی و عقلانی گفته می شود که بر اساس ویژگی ها و نیازهای فطری بشر استوارند و همین مسئله، خود به عنوان اصلی ترین عامل تأمین بهداشت روانی و احساس خودارزشمندی است». خداوند کریم با تأکید بسیار در آیات نورانی وحی، تنها راه رستگاری و سعادت انسان را در «تزکیه» و پالایش روح و روان او می داند، آنجا که میفرماید: «قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکّیها؛ همانا هر که نفس خود را تزکیه کرد، رستگار شد». در حقیقت، پالایش روح که قرآن کریم از آن به «تزکیه» تعبیر می فرماید، همان چیزی است که امروزه از آن به سلامت روان یاد می کنند.

پیام متن:

دین، تضمین کننده بهداشت روانی انسان هاست و بهداشت روان نیز ضامن رستگاری آدمی است.

دین باوری و سلامت روان

متوجه ساختن انسان به مقوله ایمان به خداوند و توحید و بندگی او، نخستین و اساسی ترین آموزه پیامبران الهی و معصومان علیهم السلام بوده است. اصلی ترین رکن دین؛ یعنی ایمان به خدای یکتا سبب می شود انسان از نگرانی و تشویش خاطر در امان بماند. همچنین او را به پایداری در برابر رویدادهای ناگوار زندگی رهنمون می شود، به گونه ای که دیگر هیچ حادثه ای نمی تواند در آدمی تزلزلی به وجود آورد. بر اساس بینش اسلامی، هر انسانی از هنگام تولد، با فطرت الهی؛ یعنی با بهداشت روانی، قدم به عرصه زندگی می گذارد و اصلی ترین هدف دین نیز حفظ یا تأمین این بهداشت روانی است که از آغاز با بشر همراه بوده است.

تاریخ نگار معروف، توین بیمی نویسد:

بحرانی که اروپاییان در قرن حاضر به آن دچار شده اند، اساساً به فقر معنوی آنان بازمی گردد. تنها راه درمان این فروپاشیدگی اخلاقی که غرب از آن رنج می برد، بازگشت به دین است. اصولاً ایمان، تأثیر بسزایی در نفس انسان دارد؛ زیرا اعتماد به نفس و قدرت او را بر صبر و تحمل سختی های زندگی افزایش می دهد و احساس امنیت و آرامش را در نفس او مستقر می سازد و در درونش آسودگی خاطر پدید می آورد. بدین سان، انسان غرق در احساس خوشبختی می شود.

شاید بتوان گفت توانایی مذهب، در کاستن غم های وجودی و پیوند دادن انسان با نیروهای قدرتمند معنوی، بزرگ ترین موهبت مذهب به انسان هاست و برای فرد دین باور، این هدیه عبارت است از احساس امید و آرامش، ولی در سطحی گسترده تر و فراگیر.

پیام متن:

1. نشانه سلامت روحی و روانی، ایمان به خدا، دین داری و آگاهی داشتن و عمل کردن به آموزه های دین است.

2. دین، با تأمین بهداشت روانی، احساس امنیت، آرامش و خوشبختی را برای انسان ها به ارمغان می آورد.

امنیت روانی و سلامت روان، در پرتو یاد خدا

یکی از مفاهیم مهم در بهداشت و سلامت روان، مفهوم «امنیت روانی» است. اگر فردی احساس امنیت روانی نکند، زندگی برای او بی معنا خواهد بود و سلامت روانی نیز برقرار نخواهد شد. امنیت روانی؛ یعنی داشتن روح و روانی آرام و به دور از ترس که در این صورت، زندگی آدمی گوارا و دلپذیر خواهد شد.

پس نشاط و آرامش از آنِ کسی است که به امنیت و اطمینان نفس می رسد و این امر زمانی به وجود خواهد آمد که انسان به خداوند خویش، وابستگی و دل بستگی راستین پیدا کرده باشد و ذکر او سراسرِ اندیشه، عاطفه و رفتارش را فراگرفته باشد. از نظر قرآن، تنها در پرتو یاد خداست که انسان به آرامش می رسد. همان گونه که می فرماید: «أَلا بِذِکْرِ اللّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ؛ همانا با یاد خداوند، دل ها آرامش می یابد». مقام خداوند، مقام امن است و هر که با یاد خداوند، با این مقام ارتباط برقرار سازد، از امنیّت و آرامش برخوردار خواهد شد.

گفتنی است بر اثر یاد خدا و اصلاح رابطه انسان با خدا، رابطه او با دیگر بندگان خدا نیز اصلاح می شود. با این روش، انسان از انزوا و افسردگی و دیگر پی آمدهای ناگوار برخاسته از انزوا نیز به دور می ماند.

پیام متن:

زنده نگاه داشتن ذکر و یاد همیشگی خدا، مانع از افتادن انسان به دام بیماری های روحی و روانی می شود و او را به امنیت و سلامت روان رهنمون می سازد.

آثار شکرگزاری بر سلامت روان

داشتن روحیه شکرگزاری از نشانه های سلامت روح و روان آدمی است. همچنین شکرگزاری، نشانه دور بودن آدمی از بیماری هایی چون غفلت از نعمت ها، غرور، بخل و کفران نعمت است.

افزون بر به جای آوردن شکر و سپاس خدا، قدردانی از بندگان او نیز نشان دهنده سلامت روح و بهداشت روان است. آن که روحی سالم دارد، خدمت دیگران در حق خود را انکار نمی کند و از آنها به شایستگی و در حد توان قدردانی می کند.

پیام متن:

روح انسان شکرگزار، به سبب آنکه از غفلت، غرور و کفران نعمت به دور است، از سلامت بهره مند است.

توکل و سلامت روان

«توکل» از آموزه هایی است که آثار مثبت شگرفی بر سلامت روان انسان می گذارد. به انسان جرئت می بخشد و راه رسیدن به هدف را برای او هموار می سازد. خداوند در قرآن کریم می فرماید: «آن گاه که عزم کردی و تصمیم گرفتی، به خدا توکل و کار خود را دنبال کن».

وقتی امور مهم و سرنوشت ساز، انسان را درگیر خود می سازد و شک و دلهره بر روح و روان آدمی عارض می شود، ناچار به دنبال تکیه گاهی مورد اعتماد می گردد تا یار و پشتیبان وی باشد. در نتیجه، آرامش بر قلب و روحش حاکم می شود و از نگرانی رهایی می یابد. توکل بر خدا، تردیدها و دلهره ها را از میان می برد و قلب آدمی را سرشار از آرامش می کند و روح را با سلامتی همراه می سازد.

یکی از بیماری های روح و روان انسان بر اثر درماندگی و ناامیدی و توفیق نیافتن او بر انجام دادن وظایف خویش پدید می آید. حال آنکه انسان با توکل بر خدای قادر و حکیم، به توانایی ها و استعدادهای خدادادی اش اعتماد می کند و افزون بر اینکه در پیروزی ها به غرور و خودپسندی گرفتار نمی شود، در برابر مشکلات و سختی ها نیز مقاوم می شود که این، خود، بهترین وسیله تأمین سلامت روانی فرد است.

توکل، از معرفت آدمی به خداوند سرچشمه می گیرد و او را از امیدورزی بیهوده به غیر خداوند بازمی دارد و دل را از وسوسه و تردید پاک می کند و بدین ترتیب، از عوامل مهم تأمین سلامت روان انسان به شمار می رود. نزدیک تر شدن به خدا، احساس سربلندی و بی نیازی از غیرخدا نیز از نشانه های سلامت روح است که بر اثر توکل، می توان به آنها دست یافت.

پیام متن:

توکل بر خدا، دلهره ها و تردیدهای روحی انسان را از میان می برد و بر اثر مقاوم ساختن او در برابر مشکلات و دمیدن روح عزت و بی نیازی در او، سلامت روحی اش را تضمین می کند.

مابقی جزوه چکیده ای از مطالب کلاس است که البته کامل نبوده و از زحمات خانم مرعشی که تایپ آن را به عهده داشتند تشکر می نماییم.

بسمه تعالی

سازگاری و بهداشت روان 

تعریف سازگاری:

سازگاری به معنای وقف دادن و هماهنگ کردن و سازش و همنوائی است . سازگاری تلاش برای داشتن زندگی دور ازتنش و پرخاش و مشکلات رفتاری که موجب آرامش  و سلامت خانواده می گردد .

تعریف بهداشت روانی :

بهداشت روانی یعنی توانائی سازگاری با دید گاههای خود ، دیگران و رویاروئی با مشکلات روزمره زندگی

تعریف سازمان بهداشت جهانی از بهداشت روان :

  بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانائی کامل برای ایفای نقش هاس روانی و جسمانی

تعریف انجمن بهداشت روانی کانادا :

   بهداشت روانی به سه قسمت نگرش های مربوط به خود ريا، دیگران و زندگی تقسیم می شود و تعریف آن نیز همان تعریف بالا است .

آموزش از راه دور :

 برای کسانی که به بهانه های مختلف درس خواندن را کنار گذراشته اند و یا به دلیل مسائل و مشکلاتی که دارند امکان حضور در جلسات و آموزش چهره به چهره را ندارند می توانند از این روش استفاده نموده و در هر رشته ای که تمایل دارند ادامه تحصیل دهند .

دیگر نگران ادامه تحصیل نباشید

مرکزآموزش ازراه دور دخترانه حنانه گنبد کاوس مفتخر است درسالی که به نام همت مضاعف و کار مضاعف مزین گردیده آغاز فعالیت خود را به اطلاع عموم شهروندان محترم برساند. این مرکز با استفاده از امکانات مناسب وکادری مجرب برای سال تحصیلی 90-89 ازتمامی خواهران بازمانده از تحصیل دردوره های راهنمایی، متوسطه، پیش دانشگاهی وکاردانش ثبت نام می نماید.

 

کلیه ی خواهران با هر شرایط سنی، زمانی و مکانی قادر خواهند بود به ادامه تحصیل پرداخته و در صورت کمبود وقت از امکانات موجود همچون: کلاس های نیمه حضوری، کتاب های خود آموز، جزوات آموزشی،نمونه سوالات امتحانی،سی دی و وی سی دی های آموزشی و سایت مرکز استفاده و در هر موقع از شبانه روز به تحصیل خود بپردازند.

شرایط ویژه:

  •      در این مرکز افراد می توانند دوره ی راهنمایی را به صورت ترمی و با هر تعداد دروس افتاده ادامه دهند.
  •       دانش آموزان سال سوم متوسطه که تا پایان شهریور سال تحصیلی 89-88مؤفق به اخذ دیپلم نگردیده اند می توانند به صورت رایگان با ثبت نام در مرکز آموزش از راه دور دخترانه حنانه گنبد کاوس، ضمن برخورداری از کلاس درس و با کسب نمرات مستمر، در امتحانات نهایی دی ماه شرکت وبه دریافت دیپلم نائل گردند.
  •       دیپلمه های رشته های کاردانش می توانند؛ بدون شرکت در امتحانات تغیییر رشته، دوره ی پیش دانشگاهی را در یکی از رشته های نظری در این مرکز به پایان برسانند.        
  •       دانش آموزان دختر لازم التعلیم که بنا به مشکلات خاص از حضور در کلاس های عادی معذور می باشند و دانش آموزان روستایی که به مدارس راهنمایی، دبیرستان، پیش دانشگاهی و کاردانش دسترسی ندارند می توانند به صورت رایگان در دوره های مذکور در مرکز آموزش از راه دور دخترانه حنانه گنبد کاوس  ادامه تحصیل دهند.

فقط کافی است با یک تلفن و دریافت مشاوره رایگان شرایط خود را برای ادامه تحصیل مؤفق جویا شوید.                                          تلفن:۳۳۴۵۸۲۰-۳۳۴۵۷۲۰-۰۱۷۲


تعریف بهداشت روانی :

 

مجموعه عواملی که در پیشگیری از ایجاد و یا پیشرفت روند وخامت اختلالات شناختی ، احساسی و رفتاری در انسان نقش موثر دارند .

پیشگیری اولیه :

کاربرد روش های ابزاری که در پیشگیری از بروز رفتار های نا متعارف در افراد

پیشگیری ثانویه :

مداخله زود هنگام در شناخت و درمان سریع ، نشانه های یک بیماری یا اختلال

هدف آن : جلوگیری از شیوع و گسترش بیماری ، کاستن از علائم اختلال و محدود کردن ادامه اختلال و رساندن آن به کمترین میزان شیوع

مشاوره :

هر کس مشورت کند ، پشیمان نمی شود ( نهج الفصاحل)

هیچ کس از مشورت کردن بد بخت نشده است

هیچ پشتیبانی جز مشورت نیست ( نهج البلاغه)

قبل از انکه تصمیمی بگیری فکر کن و قبل از آنکه هر کاری انجام دهی مشورت کن ( امام حسن )

با دشمن نیز باید مشورت کرد تا پایه دشمنی او معلوم شود ( سقراط)

بخیل را در مشورت کردن دخالت نده که تو را از از نیکوکاری باز میدارد . ترسو را در مشورت کردن مشارکت نده که در انجام کار ها روحیه تو را سست می کند  حریص را در مشورت کردن دخالت نده که حرص را با ستمکاری در نظرت زینت می دهد .

دو روش اساسی در پیشگیری ثانویه :

از نظر کارن :                     1

- شناسائی زود هنگام و سریع هر گونه علائم اختلال به منظور مداخله و درمان و جلوگیری از عواقب تد اوم اختلال 

 2- شناسائی نشانه های اختلال در تاریخچه رشد و تکامل فرد به منظور یافتن کوتاهترین و موثر ترین روش درمان و پیشگیری

پیشگیری ثالثیه :

کاستن از گسترش عوارض جانبی که در حاشیه یک بیماری یا اختلال اصلی وجود دارد .

مهندسی معکوس :

وقتی رفتاری کم کم و بتدریج گسترش یافته برای تغییر آن هم باید به شکل معکوس و به همین طریق رفتار کنیم .

هدف از پیشگیری ثالثیه :

کم کردن نا توانی و وابستگی

                           معادله جرج البی در مورد شیوع بیماریهای روانی

استرس

مهارت سازگاری +عزت نفس+گروههای حمایت کننده

 استرس

مهارت سازگاری +عزت نفس+گروههای حمایت کننده

 

در واقع باید تهدید ها را تبدیل به فرصت کرد .

روش های پیشگیری ثالثیه :

1-      برنامه های توانبخشی                          خدمات درمانی در ندامتگاهها

 

                                        ایجاد کارگاههای خود اتکائی (                                                                    

2-   بر نامه های حمایتی از سوی جامعه  

ایجاد مکان های مان برای مادران و کودکان  بی سرپرست                                             آموزش در خانواده های افراد مبتلا

3-   درمان بیماران مزمن

ایجاد تشکیلات مداوم و منسجم برای مراقبت از بیماران مزمن مثل انجمن حمایت از بیماران خاص

 

اهداف یا روش های عمده حفظ بهداشت روانی :

1-   پذیرش هیجان و احساسات

2-   شناسائی زمینه های آسیب زا

از جمله اقداماتی که در این زمینه صورت می گیرد کار گاههای آموزشی اسیت . مثل مطالعه صحیح که عدم مطالعه به شکل صحیح منجر بهخ افت تحصیلی خواهد شد . و استفاده از شیوه هالی صحیح از این منشکل پیشگیری خواهد کرد .

3-   پرورش رغبت ها و استعداد ها

4-   5- ایجاد روابط صمیمانه

 

اصول اساسی بهداشت روان :

1-   احترام فرد به شخصیت خوذد و دیگران

2-   شناختن محدودیت ها در خود و دیگران

3-   دانستن این حقیقت که رفتار انسان معلول عواملی است .

4-   آشنائی به اینکه رفتار هر فردی تابع تمامیت وجود اوست .

5-   شناسائی نیاز ها و محرک هخایی که سبب ایجاد رفتار و اعمالی در انسان می شود .

 

در بحث نگرش ها:

 

باور ها و ارزش ها و اعتقاداتی که در مورد دیگران داریم (نگرش های مربوط به دیگران)

 

در مورد مسائل و موضوعات زندگی (نگرش های مربوط به زندگی )

 

پیشگیری اولیه :

هدف: کاستن از شیوع

روش :

پیشگیری از بیماری یا اختلال – مشاوره با مادران در مورد خطرات ناشی از الکل و مواد مخدر

تقویت سلامنت جسمی و روانی

نمونه:  غربالگری قبل و بعد از زایمان

برنامه آموزش همگانی برای آگاهی از مصرف الکل و خطرات مشروبات الکلی و مواد مخدر و اعتیاد و برنامه های آموزش عمومی در مورد رشد و تغذیبه

کنترل عوامل آسیب زا در محیط :

مانند آلودگی هوا ، آب ، غذا و دارو

روش: تداوم سشامتی

نمونه:

برنامه ورزشی ، کنترل استرس ، کارذبرد روش تن آرائی و مراقبت و آزمایش مستمر پزشکی شامل ارزشیابی روانی

 

پیشگیری از بیماری یا اختلال :

غربالگری قبل و بعد از زایمان :

 

مشاوره با مادران در مورد خطرات ناشی از الکل

تقویت سلامت جسمی و روانی

حفاظت از سلامتی

 

 مؤفق وپیروز باشید.شاملو

 برای مطالعه بیشتر

عوامل موثر دربهداشت روانی دانش آموزان


بهداشت روانی همان سلامت فکر و قدرت سازگاری فرد با محیط و اطرافیان است. همچنان که از جسم خود مراقبت می کنیم روح خود را نیز باید مقاومت تر کنیم تا زندگی بهتری داشته باشیم. در زندگی «چگونه بودن» خیلی مهم تر از «بودن یا نبودن» است. ایجاد فرصت برای شکوفایی استعدادها، توانایی ها و کنار آمدن با خود و دیگران یکی از اهداف مهم و اساسی بهداشت روانی است. جوامع مختلف سعی می کنند تا سیاست های مربوط به بهداشت روانی و سازماندهی کنند. اصل کلی در این تلاش، سالم سازی محیط فردی و اجتماعی است که افراد جامعه را در بر می گیرد. این نگرش حکم می کند که خانواده ها بیش از پیش با بهداشت روانی خانواده و چگونگی پیشگیری و درمان بیماری های روحی آشنا شوند.


بهداشت روانی همان سلامت فکر و قدرت سازگاری فرد با محیط و اطرافیان است. همچنان که از جسم خود مراقبت می کنیم روح خود را نیز باید مقاومت تر کنیم تا زندگی بهتری داشته باشیم. در زندگی «چگونه بودن» خیلی مهم تر از «بودن یا نبودن» است. ایجاد فرصت برای شکوفایی استعدادها، توانایی ها و کنار آمدن با خود و دیگران یکی از اهداف مهم و اساسی بهداشت روانی است. جوامع مختلف سعی می کنند تا سیاست های مربوط به بهداشت روانی و سازماندهی کنند. اصل کلی در این تلاش، سالم سازی محیط فردی و اجتماعی است که افراد جامعه را در بر می گیرد. این نگرش حکم می کند که خانواده ها بیش از پیش با بهداشت روانی خانواده و چگونگی پیشگیری و درمان بیماری های روحی آشنا شوند.
چون در مواجهه با چالش ها و مشکلات روزمره، ما براساس ویژگی های روانی خود با آنها برخورد می کنیم، هر چه از سلامت روانی بیشتری برخوردار باشیم به یقین آسیب پذیری ما کمتر خواهد بود. امید است با برخورداری از سلامت فکر و روان به موفقیت های بیشتری رسیده و بیش از پیش بر مشکلات غلبه کنیم.
تعریف بهداشت روانی :
سازمان جهانی بهداشت می گوید بهداشت روانی عبارتست از «توانایی کامل برای ایفای نقش های اجتماعی، روانی و جسمی» . این سازمان معتقد است که بهداشت روانی فقط عدم وجود بیماری و یا عقب ماندگی نیست، بنابراین کسی که احساس ناراحتی نکند از نظر روانی سالم محسوب می شود.
اهداف بهداشت روانی د رخانواده :

- تأمین سلامت جسمانی، روانی، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی اعضای خانواده
- تلاش برای شناخت رفتار خود و افراد خانواده .
- برقراری روابط حسنه بین اعضای خانواده .
- ایجاد ارتباط صمیمانه و حفظ اسرار خانواده، به طوری که اعضای خانواده در داخل خانه به یکدیگر تذکر بدهند ولی در بیرون مدافع هم باشند.
- تقویت اعتماد و عزت نفس اعضای خانواده و احترام به شخصیت دیگران
- به وجود آوردن احساس رضایت از زندگی
- آموزش خانواده ها برای کمک به پیشبرد اهداف صحیح اجتماعی
ویژگی های فردی که بهداشت روانی دارد:

- نسبت به خود، خانواده و جامعه بی تفاوت نیست.
- با دیگران سازگاری دارد.

- شاد و مثبت اندیش است.
- به خود و دیگران احترام می گذارد.
- بد بین نیست.
- به نقاط ضعف و قدرت خود آگاهی دارد.
- انعطاف پذیر است.
- شناخت او از واقعیت نسبتاً دقیق است و برای رسیدن به هدفهای خود براساس عقل و احساس عمل می کند.
- نسبت به خود نگرش مثبت دارد و ناکامی ها را تحمل می کند.
- توانایی حل مشکلات خود را د ارد.
- از اوقات فراغت خود به نحو مطلوب استفاده می کند.
- در مواجهه با مشکلات اجتماعی، کنترل و تعادل خود را از دست نمی دهد.
- استعدادهایش به طور هماهنگ و به خوبی رشد می کند.
- نه بنده کسی است، نه کسی را بنده خود می کند، می داند که خدا او را آفریده و برای خود ارزش قائل است.
- دنیا را گذرگاهی برای رسیدن به آخرت می داند.
- رابطه اش با دیگران سازنده و مثبت است.
- نیازهایش را از طریقی برآورده می کند که با ارزش های اجتماعی منافات نداشته باشد.
- صابر، صادق ، درستکار، بخشنده، استغفار کننده و فرزند خویشتن خویش است.
- در نظر دیگران فرد موجهی محسوب می شود، زیرا در همه کارها متعادل است.
عوامل مؤثر در بهداشت روانی:


«تغذیه»

حالات روحی ما در انتخاب نوع غذایی که می خوریم مؤثرند. ما در حالات مختلف غذاهای متفاوتی را طلب می کنیم، هنگام احساس قدرت و پیروزی به غذاهای گوشتی، هنگام احساس تنوع و تحول به غذاهایی با انواع سس و هنگام اضطراب یا پرخاشگری به خوراکی های گاز زدنی تمایل داریم در حالی که وقتی خسته هستیم چای و قهوه را ترجیح می دهیم. بنابراین با شناخت خود و سوخت و ساز بدن می توانیم با انتخاب مواد خوراکی مناسب به آرامش بیشتری دست یافته و از خوردن لذت ببریم:
«ایمان»

اعتقادات و باورهای مذهبی قادر است در مصیبت های زندگی، از فرد افسرده و مأیوس ، انسانی امیدوار و محکم بسازد، چنانکه هرگز خود را تنها و بیمناک احساس نکند. او باور دارد که خدا پیوسته با اوست، در رویارویی با سختی های زندگی تنها نیست و خدای مهربان به او علاقه و توجه دارد. این باور موجب می شود که فرد علیه انزوا طلبی و گوشه گیری که بسیاری از مبتلایان به امراض خطرناک را از پای در می آورد، ایمن شود.
«مدرسه»

مسؤولیت اولیای مدرسه فقط در پرورش نیروی عقلی و آشنا کردن دانش آموزان به مسائل اجتماعی و اخلاقی خلاصه نمی شود. مدرسه مسؤول تغییر و اصلاح رفتارهای ناسازگارانه و تأمین بلوغ عاطفی و سلامت روانی دانش آموزان نیز می باشد.
در مدرسه فرزندان دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه می کنند، معلم با تکریم شخصیت، محبت و توجه، آنان را در مسیر صحیح هدایت می کند، دانش آموز در مدرسه چگونگی برقراری روابط درست عاطفی، سازگاری با دیگران و مسئوولیت پذیری را می آموزد و راههای مبارزه با کینه توزی، دیگر آزاری و حسادت را یاد می گیرد
.
«ورزش»
ورزش یکی از رموز سلامت جسمانی و روانی است. افراد دارای آمادگی جسمانی از لحاظ احساسات، عواطف ، شخصیت اجتماعی و نوعدوستی کاملتر و در فعالیتهای شغلی و حرفه ای موفق ترند. ورزش موجب تقویت اعتماد به نفس در فرد شده ، او را متعادل، متفکر و سازگار با محیط می کند. با ورزش، شخص کمتر دچار حسادت ، حقارت و ستیزه جویی می شود و در نتیجه از سلامت روانی بهتری برخوردار خواهد بود.
راههای تقویت بهداشت روانی فرزندان:

- اگر با ناراحتی های روانی کودکان ، نوجوانان و جوانان روبرو شدیم با حوصله و متانت آن ها را رفع کنیم و از تصمیم های عجولانه بپرهیزیم.
- در ناراحتی های شدید، درد دل و گریه کردن باعث تخلیه روانی و آرامش می شود، در این شرایط از یک دوست صمیمی می توانیم کمک بگیریم.
- مشارکت جو باشیم تا دوستان جدید بیابیم.
- از مشاهده فعالیت های جدید فرزندانمان لذت ببریم.
- با پرورش ابعاد روحی، معنوی و مذهبی شخصیت خود و فرزندانمان به سلامت روانی بالاتری دست یابیم.
- با احترام به دیگران به بهداشت روانی خود و دیگران کمک کنیم.
- زمینه های اعتماد را فراهم کنیم.
- به احساسات فرزندانمان توجه کنیم و ویژگی های آنها را بشناسیم.
- محیط زندگی را در حد توان جذاب و پرنشاط کنیم.

- فرصت های مناسب برای بروز احساسات و شخصیت فرزندانمان ایجاد کنیم.
- به دست آوردن بهداشت روانی منوط به روبرو شدن با واقعیت، سازگار شدن با تغییرات، ظرفیت داشتن برای مقابله با اضطراب ها، کم توقع بودن، احترام قائل شدن به دیگران و ... ا ست، بکوشیم این شرایط در خانواده فراهم شود.
- رفتار والدین در خانواده بگونه ای باشد تا فرزندان خود را در زندگی شاد، خوشحال و فارغ از گرفتاری های احساس کنند

بهداشت روانی و استرس  نوشته ملیحه مظفری دبیر آموزش و پرورش نکا
مقـدمـه
خیلى از افراد فکر مى کنند سلامت روانى به نداشتن بیمارى حاد روانى مربوط است. در حالى که بهداشت روانى چیزى فراتر از فقدان یا نبود بیمارى روانى است. در واقع عموم مردم به جنبه منفى بهداشت روانى توجه مى کنند و همین که مثلاً دچار افسردگى نیستند خود را به لحاظ سلامت روان در وضعیت مطلوبى مى پندارند. در حالى که مفهوم بهداشت روان شامل رفاه ذهنى، احساس خودتوانمندى، خودمختارى، کفایت درک همبستگى بین نسلى و توانایى تشخیص استعدادهاى بالقوه هوشى و عاطفى در خود است. به عبارت دیگر بهداشت روان حالتى از رفاه است که در آن فرد توانایى هایش را باز مى شناسد و قادر است با استرس هاى معمول زندگى تطابق حاصل کرده و از نظر شغلى مفید و سازنده باشد و به عنوان بخشى از جامعه با دیگران مشارکت و همکارى داشته باشد لذا بهداشت روانى به همه افراد مربوط مى شود نه فقط کسانى که از بیمارى هاى روانى رنج مى برند.
تعاریف بهداشت روانی
تعریف سازمان بهداشت جهانی
سازمان بهداشت جهانی ، بهداشت روانی را اینگونه تعریف می‌کند: "بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش‌های روانی و جسمی ، بهداشت به معنای نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست."
تعریف انجمن بهداشت روانی کانادا
انجمن بهداشت روانی کانادا در یک دید جامع بهداشت روانی را در سه قسمت "نگرش‌های مربوط به خود ، نگرش‌های مربوط به دیگران و نگرش‌های مربوط به زندگی" تعریف می‌کند. از نظر این انجمن بهداشت روانی یعنی : "توانایی سازگاری با دیدگاههای خود ، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی.
تعاریف بهداشت روانی
تعریف سازمان بهداشت جهانی
سازمان بهداشت جهانی ، بهداشت روانی را اینگونه تعریف می‌کند: "بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش‌های روانی و جسمی ، بهداشت به معنای نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست."
تعریف انجمن بهداشت روانی کانادا
انجمن بهداشت روانی کانادا در یک دید جامع بهداشت روانی را در سه قسمت "نگرش‌های مربوط به خود ، نگرش‌های مربوط به دیگران و نگرش‌های مربوط به زندگی" تعریف می‌کند. از نظر این انجمن بهداشت روانی یعنی : "توانایی سازگاری با دیدگاههای خود ، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی.

راههای مختلف برای سازگاری با رویدادهای استرس آمیز زندگی :
توکل به خدا و خود را به خدا واگذار کردن و تقویت صبر و پایداری .
نرمش و ورزش منظم حداقل سه جلسه در هفته وهر جلسه حداقل به مدت نیم ساعت ( بویژه پیاده روی ، شنا ، دوچرخه سواری ، کوه پیمائی ) .
تمرین تمرکز و آموزش آرام سازی .
لبخند وشادی ، خنده در مقابله با استرس معجزه می کند .
اجتناب از عصبانیت و خصومت .
استفاده از دوش آب سرد در مواقع معینی در طول هفته
کارهای هنری مورد علاقه , برای استفاده از اوقات فراغت به نحو مطلوب .
تفریح و گردش در وقت مناسب .
گفتگوی دوستانه و محبت آمیز با اعضای خانواده .
مشورت با دیگران و اجتناب از تصمیم گیریهای عجولانه و فردی .
اوقاتی را به خود , فقط خود اختصاص دادن .

استرس کروموزوم ها را تا ده سال پیرتر مى کند
استرس روانى روند پیر شدن سلول ها را سرعت بخشیده و پیرى ناگهانى کروموزوم ها را درپى دارد.
هنوز به دشوارى مى توان گفت که چگونه استرس روانى بر بدن انسان تاثیر مى گذارد. محققین دانشگاه کالیفرنیا در سان فرانسیسکو، اثرات استرس را بر فرایند پیرى بررسى کرده اند. ایشان دریافته اند که استرس مزمن پیرى زودرس ده ساله را در پى دارد. نتایج بررسى انجام شده توسط الیسا اپل استاد بخش روانپزشکى در شماره سى ام نوامبر مجله «گزارش هاى آکادمى ملى علوم» به چاپ رسیده است.
استرس مغز را کوچک می‌کند
تحقیقات نشان می‌دهد که چگونه استرس می‌تواند باعث کوچک شدن سلول‌های مغزی شود. به گزارش هلث‌دی نیوز پژوهشگران می‌گویند استرس باعث گیجی ذهنی و پیرتر شدن شما شود.اما خبر خوب این است که ورزش می‌تواند جلوی این روند را بگیرد و دست کم در مورد مغز با گذشت زمان آسیب‌های ناشی از استرس التیام پیدا می‌کنند.
مک‌اوان، رئیس آزمایشگاه نوروآندوکرینولوژی در دانشگاه راکفلر نیویورک و سرپرست این تحقیق می‌گوید:" مغز بسیار انعطاف‌پذیر است، اگر به آن فرصت بدهید هر تلاشی برای ترمیم خودش انجام می‌دهد."
بررسی مک‌اوان و همکارانش بر روی موش‌های آزمایشگاهی نشان داد که استرس مکرر واقعا باعث کوچک‌شدن سلول‌های عصبی یا نورون‌ها می‌شود.پژوهش‌های قبلی نشان داده بود که استرس باعث می‌شود نورون‌ها در بخشی از مغز به نام هیپوکامپ – که در حافظه نقش دارد- کوچک شوند و اختلال حافظه بوجود آید .پژوهش‌های جدیدتر نشان داده ‌است که همین فرآیند در مناطقی از مغز به نام قشر پیش‌پیشانی – که در تصمیم ‌گیری و توجه دخیل است نیز رخ می‌دهد.
البته شیوه‌هایی برای رفع اثرات ناشی از استرس روانی وجود دارد.مک‌اوان می گوید:" ترکیبی از روان‌درمانی، رفتاردرمانی شناختی و داروها می‌تواند واقعا مغز را تغییر دهد و آن را به وضعیت کمابیش طبیعی باز گرداند." ورزش یک تشدیدکننده بالقوه دیگر مغز است به گفته مک ‌اوان شواهد فزاینده‌ای وجود دارد که ورزش اثرات بسیار مفیدی بر مغز به جای می‌گذارد.
نتیجـه
روانشناسان معتقد هستند که بهداشت روانی و جسمانی بر یکدیگر تاثیر می گذارند. هرچند که برخی از آنها در تعریف هر یک از این دو عنوان اختلاف نظرهایی با هم دارند اما درباره تاثیرات متقابل سلامتی روان و جسم بر یکدیگر اتفاق نظر دارند.
دکتر «انوشه عنایت پیشه»، روانپزشک در این باره می گوید: «به تجربه ثابت شده است که بیماری های جسمی، پیامدهای روانی را به دنبال دارند و همین طور برعکس. یعنی بیماری های روحی می توانند به دلایل متفاوتی نظیر عادات غلط یا تغییرات هورمونی که در برخی از مشکلات روحی بروز می یابد، زمینه ساز مشکلات جسمی می شود.
گاهی هم پیش می آید که مشکلات جسمی و روانی با یکدیگر تقارن می یابند و در عین نبود رابطه علت- معلولی بین آنها یکدیگر را تحت تاثیر قرار می دهند.
وی می افزاید: «با این توصیف باید به مردم آگاهی بدهیم که نسبت به سلامت روحی و روانی خود همان قدر حساس باشند که نسبت به سلامت جسمانی خود حساسیت دارند، شاید اگر افراد بدانند که یک اختلال پیش پا افتاده در مراحل اولیه به راحتی درمان می شود. اما همین بیماری در صورت کتمان و اغماض یا سهل انگاری مزمن شود، می تواند سلامتی جسمانی فرد را هم به خطر بیندازد، با همت بیشتری برای درمان و یافتن راه حل اقدام می کنند.»

لطفـا خـوب زنـدگـی کنیـد

تأثير ورزش بر بهداشت روان
 
مارینا دانغیان
کارشناس ارشد تربیت بدنی و علوم ورزشی

 

 

سازمان بهداشت جهانی (WHO)، بهداشت روانی را اینگونه تعریف می‌کند: "بهداشت روانی در درون مفهوم کلی بهداشت قرار دارد و بهداشت یعنی توانایی کامل برای ایفای نقش‌های روانی و جسمی، بهداشت به معنای نبود بیماری یا عقب ماندگی نیست". انجمن بهداشت روانی کانادا در یک دید جامع بهداشت روانی را در سه قسمت "نگرش‌های مربوط به خود، نگرش‌های مربوط به دیگران و نگرش‌های مربوط به زندگی" تعریف می‌کند. از نظر این انجمن، بهداشت روانی یعنی "توانایی سازگاری با دیدگاههای خود، دیگران و رویارویی با مشکلات روزمره زندگی." بهداشت روانی افراد متاثر از عوامل متعددی است. از ضروري‌ترين نيازهاي بشر که جزو شرط‌هاي اصلي بهداشت رواني به شمار مي‌رود، آرامش خاطر، احساس امنيت، شادابي و نشاط است و ورزش يکي از راه‌هاي دست‌يابي به اين امر مهم مي‌باشد. ورزش و فعالیت‌های جسمانی نقش قاطع و موثری بر بهداشت روانی دارد. تحقیقات بسیاری نشان داده است که ورزش علاوه بر اینکه ابزار ارزشمندی برای حفظ سلامت جسمانی است، رابطه نزدیکی با سلامت روانی و بویژه پیشگیری از بروز ناهنجاری‌های روانی نیز دارد. ورزش از اضطراب و افسردگی می‌کاهد و اعتماد به نفس را افزایش می‌دهد. به طور کلی کسانی که فعالیت‌های جسمی و تمرینات ورزشی را انجام می‌دهند دارای هوش بیشتر، خستگی کمتر، نظم و انگیزه، اعتماد به نفس و بازدهی بیشتر می‌باشند. ورزش بویژه در سنین کودکی و نوجوانی مفر سالمی برای آزاد کردن انرژی‌های اندوخته شده است و این خود بسیار لذت‌بخش و آرامش‌دهنده است. شرکت در فعالیت‌های ورزشی به اجتماعی شدن، کسب مهارت و کفایت و همچنین دوست‌یابی و ارتباط سالم با همسالان کمک می‌کند. تحقیقات نشان می‌دهد که ورزش بر عملکردهای شناختی و هوش تاثیر مثبت دارد، البته پاره‌ای از محققان نیز بر این باورند که چنین رابطه‌ای وجود ندارد. بدون شک رشد حرکتی کودک در رشد ذهنی وی مهم و موثر است و آن طور که پژوهش‌های اخیر نشان داده‌اند میزان یادگیری کودک با سطح فعالیت‌های حرکتی و جسمی وی مربوط است. بهبودی کارکردهای شناختی و ذهنی ناشی از ورزش، هم در بزرگسالان و سالمندان و هم در جوانان و نوجوانان دیده شده است. تحقیقات نشان داده که پس از اجرای تمرینات و برنامه‌های ورزشی حتی در عملکرد شناختی بیماران روانی سال‌خورده نیز بهبودی دیده می‌شود و این به دلیل این است که درگیری غیر‌قابل‌اجتناب کل مغز در فعالیت‌های بدنی، یک عامل مهم احتمالی در بازگرداندن و توقف فرآیندهای انحطاط سلولی‌ـ جسمی پیری است که در نتیجه آن در توانش‌های ذهنی سال‌خوردگان تغییرات مثبتی حاصل می‌شود . در نتیجه تمرینات ورزشی مداوم، میزان جریان خون در مغز افزایش می‌یابد. افزایش جریان خون موجب اکسیژن رسانی و تغذیه بهتر نرون‌های مغز شده و از تنگ شدن عروق مغز جلوگیری می‌کند، این تاثیرات خود موجب پیشگیری از فراموشی و زوال توانمندی‌های ذهنی در سالمندی می‌شود. پژوهشگران همچنین دریافتند که سالمندانی که در یک برنامه تمرینی قدرتی و انعطافی به مدت یک ساعت در روز سه بار در هفته و در طول 4 ماه شرکت کردند، عملکردشان در اجرای آزمون‌های حافظه، بهبود یافت. پژوهش‌های متعدد نشان می‌دهند که بازی‌های ورزشی باعث افزایش خلاقیت، استقلال، رهاسازی تنش و نیز برقراری بیشتر روابط صمیمانه بین افراد می‌شود. همچنین فعالیت‌های ورزشی محبوبیت و سازگاری اجتماعی افراد را افزایش می‌دهد. کشف هیجان‌انگیزی که صورت گرفته این است که تمرینات ورزشی علاوه بر افزایش جریان خون در مغز، میزان تولید نوعی فاکتور رشد را افزایش داده که این عامل نرون‌های مغز را در مقابل آسیب و صدمه مقاوم می‌کند و به بقای آنها کمک می‌نماید؛ این مولکول همچنین می‌تواند از تباهی سلولها در اثر بیماری‌های آلزایمر و پارکینسون جلوگیری کند. تاثیرات تمرین بر سلول‌های عصبی ناشی از افزایش جریان خون در مغز است که منجر به آزاد شدن فاکتورهای رشد می‌شود و می‌تواند از سکته مغزی پیشگیری نماید. از سوی دیگر تمرینات ورزشی می‌تواند مانند برخی ترکیبات دارویی، موجب آزادسازی سروتونین، نوراپی‌نفرین و دوپامین شود.

تاثیر ورزش بر رفتار شغلی نیز مورد بررسی قرار گرفته است، انجام فعالیت‌های جسمانی با کاهش قابل ملاحظه‌ای در غیبت شغلی همراه است. این قبیل فعالیت‌ها با سلامت جسمانی و کاهش عوارض قلبی که به عنوان عوامل عمده غیبت مطرح می‌شوند، مرتبط است. همچنین ورزش با اصلاح برون داده‌های شغلی و کاهش خطاهای ناشی از کارها نیز همراه است. به طور کلی تحقیقات نشان می‌دهد که افراد پس از انجام فعالیت‌های جسمانی و تمرینات ورزشی، نوعی تجربه مثبت یا حس بهبود و پیشرفت کیفیت زندگی را در خود مشاهده می‌کنند؛ این موارد تنها به ورزشکاران اختصاص ندارد بلکه در مورد افرادی که به صورت تفریحی و غیر مستمر ورزش می‌کنند نیز صادق است. تمرینات ورزشی موجب تکثیر سلول‌های مغز بویژه در ناحیه هیپوکامپ می‌شود. این ساختار در انتقال اطلاعات از حافظه کوتاه مدت به بلند مدت دخالت دارد. به طور کلی پژوهشگران دریافتند که محیط‌های چالش برانگیز که شامل سه عامل موقعیت‌های یادگیری فشرده، تعامل‌های اجتماعی و فعالیت‌های فیزیکی هستند نقش مهمی در افزایش تعداد سلول‌های مغز در جانداران مختلف و حتی در انسان دارند. پس فعاليت‌هاي بدني به خصوص ورزش، سهم زيادي در ايجاد امنيت و آرامش رواني و اجتماعي براي افراد و جوامع، و تأمين بهداشت و سلامتي و زندگي سالم خواهد داشت. تأثير مهارت‌هاي حسي ـ حرکتي و فعاليت‌هاي ورزشي بر کنش‌هاي ذهني و تحول رواني، به گونه‌اي است که بسياري از روان‌شناسان و کارشناسان تعليم و تربيت عقيده دارند، اين قبيل فعاليت‌ها در درجه اول، مي‌بايست جزو برنامه‌هاي موظف آموزشي قرار داده شود. آشنايي دانش‌آموزان و دانش‌پژوهان با برنامه‌ها و روش‌هاي مختلف فعاليت‌هاي حسي و حرکتي، نه تنها سبب کنش‌هاي ذهني آنها مي‌گردد؛ بلکه موجبات نشاط رواني و سرزندگي، تقويت اعتماد به نفس و بالطبع بهداشت رواني آنها را فراهم مي‌نمايد.
 
   

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم آبان 1389ساعت 8:35  توسط علی اصغرشاملو  |